پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
64
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
محمّد بن محمد الوزير البلعمى به فرمان امير منصور بن نوح السّامانى كه بر زبان ابى الحسن الفايق الخاصّه پيغام داد در سنهء اثنى و خمسين و ثلاث مائه [ / 352 ق . ] . « 1 » ابو على محمد بن محمد بلعمى به هنگام ترجمه تاريخ طبرى براى پرهيز از تكرار مكرّرات و نيز دورى از دامنهدار شدن سخن ، اسامى راويان و اسناد پياپى مذكور در آن را حذف كرده است و از ذكر روايات مختلف در يك مورد كه در اصل عربى ذكر شده مترجم احتراز نموده و از اختلاف روايتها بر يك روايت كه در نزد مؤلّف يا مترجم ، ترجّح « 2 » [ / مرجّح ] به نظر رسيده اكتفا جسته است و نيز هر جا كه روايتى ناقص يافته است آن را از مأخذهاى ديگر در متن كتاب نقل كرده و اشاره نموده است كه پسر جرير ( / طبرى ) اين روايت را نياورده بود و ما آن را آورديم مانند مقدّمهء مفّصلى از بَدوِ تاريخ داستان بهرام چوبين در سلطنت هرمز و نظاير آنها و اينكه نسخههاى فعلى كوچك و ناقص به نظر مىرسد از آن است كه به تدريج كاتبان هر نسخه چيزى از آن انداختهاند . « 3 » 1 - 1 . شيوهء نگارشى ترجمهء بلعمى از تاريخ طبرى شيوهء نگارشى ترجمهء تاريخ طبرى به زبان فارسى همان سبكى است كه در دورهء سامانيان ( 300 - 450 ه ق ) متداول بوده است . اين ترجمه پس از مقدّمهء ابو منصور المعمّرى از بزرگان ادب سدهء چهارم بر « شاهنامهء منثور » قديمترين سند نثر فارسى ، و قديمترين متن تاريخى به زبان فارسى است كه قسمتى از آن مربوط به شكلگيرى نهضت حسينى و موضوعات مرتبط با قيام آن حضرت است . « از امتيازات ترجمهء مذكور آن است كه بسيار مفصّل است و مىتوان از آن درياى ژرف ، گوهرهاى شگرف و نفايس و فوايد بىشمار به دامن كرد ! » « 4 » شاهنامهء منثور همان شاهنامهاى است كه مأخذ حكيم ابو القاسم فردوسى در سرودن شاهنامهء منظوم بوده ، و پس از پايان يافتن كار شاهنامهء فردوسى همان مقدّمه ابو منصور المعمرّى را با ضمايمى ديگر به عنوان مقدّمهء
--> ( 1 ) . مجمل التّواريخ و القصص ، به تصحيح شادروان محمّد تقى بهار « ملك الشّعراء ، ص 180 . ( 2 ) . در متن ترجّح آمده . ( 3 ) . سبكشناسى ، محمد تقى بهار ، ج 2 ، ص 501 و 502 . ( 4 ) . سبكشناسى ، ج 2 ، ص 501 .